این حرف ها
سرمه خریدم! گفتم بیام پُزش رو بدم😊 برای اولین بار در زندگیم و هنوز نرسیده بدستم البته
و به دلایل مختلف
جدا از خواصی که براش میگن و منم خوره ی چیزای طبیعی و خالص،
اینکه چه ریملی بگیرم و چقدر قیمتشه و کی خشک بشه و اینا هم از حوصله م خارج بود
اون فروشنده هم که اعتمادم رو برانگیخت
ببینم چی میشه:)
حس خوبی داشت.
دیگه اینکه هنوز توی مسیرم هستم. می دونم میگن کلش مسیره ولی من توی مسیریم که برسم به مسیرم . انشاالله
این وسط مسطا که داشتم هول هول قورباغه هام رو قورت میدادم روو هم روو هم لاینقطع و بدون جرعه ای آب یا ماست😂! ، عزیزی بهم کمک کرد که جاش رو به عنوان آدم های خوب دنیا چندصد پله بالاتر برد.
تنش سلامت و دلش شاد
حالا من هنوز برنامه م رو نریخته م
تمومش نکرده م و بیست و هششششششت مهر گذشت.
البته بدک نبودم
اما بدون برنامه بودن یعنی هیچی
داشتم فکر میکردم خیلی وقته یه قدم زدن یا عکس گرفتن یا کاری رو با عزیزانم کنار هم انجام دادن تجربه نکردم
کتاب هم که اوضاعش وخیمه
از اون حس های نیمه دوم سال، پاییز و این حرف ها هم خیلی کمتر دارم
قشنگ انگار دارم تغییرات و خاموش تر شدنم رو حس می کنم
البته به نظرم به سمت مثبته بیشتر
یه جور قرار گرفتن. -بر وزن آروم و قرار
خلاصه.
الان باید تا تنور داغه بقیه قورباغه ها رو بچسبونم
به پیش
+با آرزوی سلااااااااااااامتی و دل خوش برای تک تک آدم های خوب ِ روزگار