من دلم میخواد وبلاگ نویسی کنم و واقعی اما مستعار بنویسم

یعنی بدون سانسور اما مستعار

حالا کجا؟

کاش یه فضای زنده و برقرار پیدا کنم

دلم چیزایی میخواد که طرفدار نداره

طبق معمول همیشه.

بذار از احساس ها و تکه های لحظه هام بگم

پیامک واریزی! دوازده و نیم شب، در حالی که روی مبل شدیدن لم داده ای و صدای خرخر می آید و باید برای قرار فردا با دوستت بعد از حدود هفت هشت سال، لباس مناسب پیدا کنی و آخر ِغذای شامت را که خوشمزه بود ولی نتوانستی یک باره کلش را بخوری جمع کنی و یا بخوری و از خوابت کم شود و از طرفی کارهای پراکنده ی از ذهن گریزنده ت را بنشانی کنار هم 

خوب است^_^ 

پیامک واریزی فضا و ارقام مانده حساب را تلطیف می‌کند😄

پیامک واریزی به شما یادآوری می‌کند وقتی میروی خرید در حقیقت انقدر پول داری و باید مواظب باشی

و امروز خواب ماندی و به زور، کم دیر رسیدی و به خیر گذشت اما فردا که بعدش هم میخواهی بروی بیرون که مهم تر و سخت تر است پس ساعت یه ربع به یک را دریاب

 

تکه ای دیگر؛ فراموش کردن و اشتباه رفتن به سمت ماشین است از بس صبح ها به زور و با عجله جاپارک پیدا میکنی و بارها شده فرعی ها را بالا و پایین رفته ای تا برسی به نقطه ی درست و خوشحال شوی!!

و آهان

یک کار اینترنتی هم مانده برای امشب

 

و خرید های یکهویی

و نگرانی هایی که بزرگیشان رابطه مستقیمی با بالا رفتن سنت دارد

و 

 

فعلن