آره الان برای اینکه سرم رو نکوبم به شیشه ماشین و بتونم تا رسیدن به مقصد دووم بیارم، بعد از تلگرام اومدم اینجا نوشتم.
و بعد پست قبلیش رو خوندم
و نمیدونستم این رو نوشته بودم اما به دست اومد
سریع و زیبا
جای شکر داره و من قدردانم اما حالم هم همزمان کلی بده
چه خوب که دارن نان سحر جدید میزنن. امیدوارم خوب باشه
گوشههای ناخنم هم که میکَنَم تا برسه به گردنم.
کاش دلخوشیهام رو بهم ببخشن زهرمارم نکنن
... به سرتاپای خودم و این زندگی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ ساعت 18 توسط پيچک
|