در حالی که پول و اعصاب ندارم، اومدم از پس اندازم یک مانتو خریدم که ایده آل نیست ولی بین مانتوها دوسش داشتم و الان دست خیاطه تا دکمه بگذاره روی پول های نداشته ی من.

امیدوارم مبارک باشه

تو راه کلی داد و گریه کردم و خالی نشدم و خالم خوب نیستخیلی مسخره و بده اوضاع همیشگیم.

این مانتو رو هم نه از روی لذت، که برای رفع پیسی در زمینه ظاهرم در محل کار خریدم و امیدوارم خانم خیاط که بهم گفت توی سالن منتظر باشم خرابش نکنه.

این هدیه ای که بهم داده شد رو دست نزدم ولی ته ذهنم این الان همون مبلغه و سعی کردم ریسک صد درصد نکنم چون پول ندارم.

هرچند که شرایط یه طوریه هدیه رو هم نمیتونم راحت قبول کنم و میترسم کاریش کنم. اون وسیله برقی مسخره و کفش هم که همچنان ندارم و فعلا باید این دستی که به پس اندازم زدم رو جبران کنم که پس فردا خدایی نکرده لنگ‌ نمونم.

نمی‌دونم خرج خاصی نمی‌کنم حتی شارژ اینترنت هم سالانه دادم و دیگه یه ساندویچ خوردن و شارژ گوشی حداقل های ادامه دادنمه.

باید پولش رو میدادم بعد میدادم خیاط که ایشالا پشیمونم نکنه.

خرج های دل خوش کنکی مثل خرید های کوچولو هم نمی‌کنم یعنی نوبت و فرصت بهشون نمی‌رسه

سلامتی باشه عیب نداره.

فعلا فقط برای لوازم بهداشتی و پوستی مجوز میدم که اونم فعلا تا یه مدت چیزی نیاز ندارم.

آهان این ماه کادوی روز پدر توی برنامه بود و دفتر برنامه‌ریزی که هیچکدوم مشخص نیستن و اونا هم احتمالن بزنن به پس انداز...

افتادیم توی نیمه دوم ماه و این مدت من ناخواسته از همه نظر روز و ساعت و ماه می‌شمارم

نمیخوام توضیح بدم حالم بد بشه

امیدوارم در هر حال خدا سلامتی رو بهمون ببخشه ادامه بدیم

الهی آمین