من کتاب نمی خوانم

شاید از مراحل بزرگ شدن است

بیخیال رویاها شدن

منظورم توقف تلاش نیست

ولی خیلی چیزها تازگی ها مطابق میلم پیش نمی رود 

و من اعصاب جنگ با دیگران ندارم

رویاهای دخترانه ی خیلی ابتدایی م

تف به زندگی

تف تنها سلاح باقی مانده است که در حقیقت وجود خارجی ندارد

و ما ان را در وبلاگمان نثار زندگی می کنیم.

تازگی ها توی فرم ها از انجایی که دیگر دانشجو نیستم، خانه دار خطاب می شوم

چون شغلی هم ندارم

گذران عمر

ان هم جوانی اش

به بطالت.

رابطه ام با پدر و مادرم مثل هوای تهران است.

و تنها دستاورد اخیرم جمع کردن فلاکتی که به ان دچار شده بودم

حالا نمیدانم چرا باز کاری نمی کنم.

البته می دانم

چون ان قسمتی که هی سعی در هضمش دارم مطابق تشخیص ظاهری ام نیست

و مخم را به مخاطره می گیرد. شایدم دارد هضم می شود. به امید اینکه صبر را در خودم تقویت کنم 

 

مفاصلم را که نگو

امروز اقای دکتر از بیمار نبودن و طبیعی بودن خصوصیاتشان گفت

خدایا شکر

اما خصوصیاتشان رسیدگی می خواهد

و من بسیار آنلاین می شوم

و هوا بسیار الوده است

و امواج موبایل و مودم بسیار مضر است

و خوراک و تغذیه از حالت طبیعیشان خارج و به دغدغه ای در پس زمینه ی ذهنم مبدل شده اند.

و من

در آستانه ی تغییر فصل

دلم می خواهد به خودم بگویم

بالام جان

از زندگیت لذت ببر

 

10. و حاصل همه ش همین پست وبلاگی باشد و سپس ادامه دادن. می گویند ادامه دادن است که مهم است؟

ادامه نوشته

تاریکی اتاق

صدای ارّه میاد

نمی رم پشت پنجره

.

دلم گرفته از دوست

.

باید اعتمادبه‌نفس و مدیریت زمان داشته باشم

باید مادرم را خوشحال کنم

باید پدرم را خوشحال کنم

باید خرید کنم

باید پول در بیاورم

زودتر

زندگی می تواند تغییر کند

و تغییر کنید

و به گونه ی بزرگسال تری از خودتان تبدیل شوید

طوری که هر لحظه اش یاد گونه ی گذشته تان باشید

پس ناشناخته های امروز هم شاید سرانجام خوبی داشته باشند

.

سلامتی

زندگی ما را ترک نکن

امیدوارم قدرت را بدانیم 

.

امشب بیرون بودم

و اگر لیستی باشد از گذشته، خیلی هایش محقق شده

بارالها مرا قدردان نعمت ها و آسایش زندگی م قرار ده

الهی 

آمین

الهی

به امید تو

استغفرالله ربی و اتوب الیه

آهنگ Million years ago - Adele

شبیه هوای این روزها هستم

.

 

 

کمبود ویتامین دی را جدی بگیریم:| بدنم داره از هم وا می شه 

صدا می ده 

ناراحت کننده ست که هی به مفاصلیم که صدا می دن اضافه میشه

البته انگار یه کم قرص ها تاثیر داشتن و زانوم بهتره

.

 زندگی و تغییرات بزرگش

خوبه یه چند وقت عکس بچگیم رو صفحه گوشیم باشه یاد خودم بیفتم

کسی که هستم و دارم می شم

تصورم از آیندم و کسی که بودم و می خواستم بشم